بعضی پروژهها را میتوان در چند جلسه تحلیل کرد.
بعضی کسبوکارها را میتوان در چند ماه توسعه داد.
اما برخی ایدهها برای تبدیل شدن به یک جریان اثرگذار ملی، به سالها تفکر، اصلاح، آزمون، تصمیمگیری و راهبری نیاز دارند.
پروژه انارستان برای من یکی از همین تجربههاست.
تجربهای که از مراحل اولیه شکلگیری ایده آغاز شد و بیش از پنج سال در مسیر توسعه، اصلاح، تجاریسازی و گسترش آن در کنار تیم پروژه حضور داشتم.
وقتی برای نخستین بار درباره این ایده گفتگو کردیم، موضوع فقط ارائه یک محصول یا خدمت جدید نبود.
سؤال اصلی این بود:
چگونه میتوان فناوری را در خدمت آموزش، خانواده و آینده دانشآموزان قرار داد؟
سؤالی که پاسخ آن نیازمند دهها جلسه، صدها ساعت تحلیل و هزاران تصمیم کوچک و بزرگ بود.
در طول این سالها، جلسات متعددی با مدیران، سرمایهگذاران، کارشناسان، متخصصان حوزه فناوری و آموزش برگزار شد.
مدلهای مختلف بررسی شد.
فرصتها و تهدیدها تحلیل شد.
و مسیرهای گوناگون توسعه مورد ارزیابی قرار گرفت.
در این میان، نقش امیرحسین اسدی به عنوان راهبر توسعه کسبوکار پروژه، صرفاً ارائه پیشنهاد یا راهکار نبود.
بلکه همراهی مستمر در فرآیند تصمیمگیری، اصلاح مسیرها، تحلیل فرصتها و کمک به عبور از چالشهای مختلف بود.
من همیشه در جلسات توسعه کسبوکار یک جمله را تکرار میکنم:
«ایده خوب، آغاز راه است؛ اما آنچه آینده را میسازد، اصلاح مستمر مسیر است.»
پروژه انارستان نیز بارها و بارها این موضوع را ثابت کرد.
در طول مسیر، بسیاری از فرضیات اولیه بازنگری شدند.
برخی تصمیمها تغییر کردند.
برخی مدلها اصلاح شدند.
و همین انعطافپذیری، یکی از عوامل اصلی رشد پروژه بود.
نتیجه این مسیر، شکلگیری مجموعهای از خدمات و محصولات بود که توانستند در مقیاس ملی اثرگذاری داشته باشند.
توسعه سیمکارت دانشآموزی.
توسعه تبلت دانشآموزی.
همراهی با پروژههای تلویزیون دانشآموزی.
برگزاری رویدادها و مسابقات مرتبط با جامعه دانشآموزی.
و ایجاد بستری که میلیونها دانشآموز و خانواده با آن در ارتباط قرار گرفتند.
امروز وقتی از بیش از دو میلیون سیمکارت دانشآموزی صحبت میکنیم، شاید تنها بخشی از نتیجه را ببینیم.
اما پشت این عدد، سالها تصمیمگیری، اصلاح، برنامهریزی، تحلیل و اجرای مستمر قرار دارد.
یکی از مدیران پروژه در یکی از جلسات جمعبندی جملهای گفت که برای من بسیار ارزشمند بود:
«بزرگترین کمکی که در این سالها دریافت کردیم، صرفاً ارائه راهکار نبود؛ کمک به دیدن مسیرهایی بود که از داخل سازمان دیده نمیشد.»
این جمله دقیقاً همان چیزی است که من از مفهوم راهبری کسبوکار درک میکنم.
مشاور قرار نیست فقط پاسخ ارائه کند.
مشاور باید کمک کند مدیران سؤالهای بهتری بپرسند.
فرصتهای بیشتری ببینند.
و تصمیمهای عمیقتری بگیرند.
یکی دیگر از اعضای تیم پروژه در یکی از جلسات ارزیابی عنوان کرد:
«در بسیاری از مواقع، جلسات راهبری باعث شد قبل از وقوع یک اشتباه بزرگ، مسیر خود را اصلاح کنیم.»
این موضوع برای من اهمیت زیادی دارد.
زیرا ارزش بسیاری از تصمیمهای درست، در بحرانهایی است که هرگز اتفاق نمیافتند.
در طول این پنج سال، بارها درباره آینده آموزش، فناوری، رفتار نسل جدید، تغییرات بازار و فرصتهای توسعه گفتگو کردیم.
برخی جلسات به تحلیل اختصاص داشت.
برخی به تصمیمگیری.
برخی به بازنگری.
و برخی به طراحی آینده.
اما وجه مشترک همه آنها یک موضوع بود:
حرکت مستمر به سمت بهتر شدن.
من همواره اعتقاد داشتهام:
«موفقترین کسبوکارها الزاماً بهترین ایدهها را ندارند؛ بلکه بهترین فرآیند یادگیری را دارند.»
انارستان برای من نمونهای از همین تفکر است.
پروژهای که متوقف نشد.
یاد گرفت.
اصلاح کرد.
رشد کرد.
و توانست در مقیاس ملی اثرگذار باشد.
امروز وقتی به مسیر طی شده نگاه میکنم، بیش از هر چیز به ارزش همراهی بلندمدت باور پیدا میکنم.
زیرا بسیاری از مسائل مهم کسبوکار در یک جلسه حل نمیشوند.
بسیاری از موفقیتهای بزرگ نیز حاصل یک تصمیم نیستند.
آنها نتیجه صدها تصمیم درست کوچک هستند که در طول زمان گرفته میشوند.
تجربه انارستان بار دیگر این حقیقت را برای من ثابت کرد:
رشد پایدار محصول نبوغ لحظهای نیست؛ محصول راهبری مستمر است.
اگر شما نیز صاحب یک کسبوکار، استارتاپ، کارخانه یا سازمان هستید، شاید مهمترین سؤال این نباشد که امروز چه مشکلی دارید.
بلکه این باشد:
«آیا کسی در کنار شما هست که بتواند آینده را از زاویهای دیگر ببیند؟»
در تجربه همکاری با پروژههایی مانند انارستان، بارها دیدهام که مدیران بزرگ زمانی رشدهای بزرگ را تجربه میکنند که علاوه بر تخصص خود، از یک نگاه بیرونی، صادقانه و حرفهای نیز بهره میبرند.
مشاوره کسبوکار برای زمان بحران نیست.
مشاوره برای ساختن آینده است.
و گاهی یک جلسه درست، میتواند مسیر چند سال آینده یک سازمان را تغییر دهد.