بازدید از آزمایشگاه کوادکوپتر دانشگاه شهید بهشتی

توضیحات

امیرحسین اسدی در بازدید از آزمایشگاه کوادکوپتر دانشگاه شهید بهشتی مطرح کرد؛ از فناوری دانشگاهی تا بازار، حلقه مفقوده نوآوری در ایران

داور برنامه «میدون» و مشاور کسب‌وکار در بازدید از آزمایشگاه کوادکوپتر دانشگاه شهید بهشتی، بر ضرورت پیوند هدفمند میان پژوهش‌های دانشگاهی، نیازهای واقعی صنعت و فرآیند تجاری‌سازی فناوری تأکید کرد.
در جریان بازدید امیرحسین اسدی از دانشگاه شهید بهشتی، آزمایشگاه کوادکوپتر این دانشگاه میزبان بررسی ابعاد فنی، کاربردی و تجاری یکی از فناوری‌های رو‌به‌رشد حوزه پرنده‌های بدون سرنشین بود.
در این بازدید، مراحل ساخت و توسعه کوادکوپتر، انواع این فناوری، روش‌های طراحی و بهره‌برداری و زمینه‌های کاربرد آن مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، ظرفیت‌های تبدیل این دستاورد فناورانه به محصول یا خدمت تجاری و مسیرهای ورود آن به بازار مورد توجه قرار گرفت.
این بازدید فرصتی برای بررسی یکی از مسائل مهم زیست‌بوم نوآوری کشور بود؛ اینکه چگونه می‌توان ظرفیت علمی و مهندسی دانشگاه‌ها را به راهکارهایی کاربردی، درآمدزا و پاسخ‌گو به نیازهای واقعی اقتصاد تبدیل کرد.
کوادکوپتر؛ فناوری‌ای با کاربردهای فراتر از پرواز
کوادکوپترها و دیگر پرنده‌های بدون سرنشین، با توجه به نوع طراحی، ظرفیت حمل، مداومت پروازی، تجهیزات تصویربرداری و حسگرهای نصب‌شده، می‌توانند در طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های صنعتی، خدماتی و پژوهشی به کار گرفته شوند.
از جمله مهم‌ترین حوزه‌های کاربرد این فناوری می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
محیط زیست و منابع طبیعی: پایش پوشش گیاهی، شناسایی تغییرات زیست‌بوم‌ها، بررسی مناطق حفاظت‌شده، پایش آلودگی و کمک به ارزیابی خسارت‌های ناشی از آتش‌سوزی و سایر حوادث.
سدها، منابع آب و تأسیسات آبی: تصویربرداری و پایش بصری سازه‌ها، بررسی مناطق پیرامونی سدها، پایش تغییرات سطح مخازن و کمک به شناسایی نشانه‌های ظاهری آسیب. تشخیص تخصصی نشت یا عیوب سازه‌ای به حسگرها و روش‌های ارزیابی متناسب نیاز دارد.
کشاورزی هوشمند: پایش مزارع، شناسایی تنش‌های گیاهی، تهیه نقشه‌های دقیق و پشتیبانی از تصمیم‌گیری درباره آبیاری و مدیریت نهاده‌ها.
نفت، گاز، پتروشیمی و انرژی: بازرسی بصری تأسیسات، خطوط لوله و تجهیزات، پایش نیروگاه‌های خورشیدی و بادی و کاهش نیاز به حضور نیروی انسانی در برخی محیط‌های پرخطر.
عمران، معدن و راه‌سازی: نقشه‌برداری، محاسبه حجم عملیات خاکی، پایش پیشرفت پروژه‌ها و بررسی تغییرات زمین.
مدیریت بحران و امدادونجات: ارزیابی اولیه مناطق حادثه‌دیده، جست‌وجوی افراد، تهیه تصاویر هوایی و پشتیبانی اطلاعاتی از تیم‌های امدادی.
حمل‌ونقل و لجستیک: انتقال محموله‌های سبک در کاربردهای مشخص و مجاز، به‌ویژه در مناطق دورافتاده یا شرایطی که دسترسی زمینی دشوار است.
مدیریت شهری و زیرساخت: پایش دارایی‌های شهری، بررسی وضعیت برخی تأسیسات و تهیه داده‌های تصویری برای برنامه‌ریزی و نگهداری.
البته بهره‌برداری تجاری از هر یک از این کاربردها به تناسب فنی پرنده، ایمنی پرواز، مقررات مربوط، شرایط محیطی، کیفیت داده‌ها و توجیه اقتصادی وابسته است.

امیرحسین اسدی: فناوری زمانی ارزشمند است که مسئله‌ای واقعی را حل کند

امیرحسین اسدی در تشریح نگاه خود به تجاری‌سازی فناوری‌های دانشگاهی، بر ضرورت تغییر زاویه نگاه از «ساخت فناوری» به «حل مسئله» تأکید کرد.
از این منظر، صرف برخورداری از دانش فنی، طراحی موفق یا ساخت یک نمونه اولیه، برای موفقیت تجاری کافی نیست. فناوری زمانی به یک فرصت اقتصادی تبدیل می‌شود که مشتری مشخصی داشته باشد، مسئله‌ای واقعی را حل کند، مزیت آن نسبت به راهکارهای موجود قابل‌اندازه‌گیری باشد و بتوان آن را با کیفیت، هزینه و مدل درآمدی مناسب به بازار عرضه کرد.
در همین چارچوب، پرسش‌های اساسی برای تجاری‌سازی یک کوادکوپتر عبارت‌اند از: مشتری واقعی آن چه کسی است؟ چه مشکلی را بهتر از روش‌های موجود حل می‌کند؟ مشتری حاضر است بابت کدام قابلیت هزینه کند؟ هزینه ساخت، نگهداری و بهره‌برداری آن چقدر است؟ و چه مزیتی می‌تواند استفاده از این فناوری را برای یک سازمان یا صنعت توجیه‌پذیر کند؟
پاسخ به این پرسش‌ها باید پیش از سرمایه‌گذاری سنگین برای تولید انبوه مشخص شود.
چرا بسیاری از فناوری‌های دانشگاهی به بازار نمی‌رسند؟
یکی از چالش‌های مهم در مسیر تجاری‌سازی دستاوردهای علمی، فاصله میان موفقیت فنی و موفقیت اقتصادی است.
ممکن است یک تیم دانشگاهی فناوری ارزشمندی توسعه دهد، اما این فناوری بدون شناخت نیاز مشتری، طراحی محصول متناسب با شرایط واقعی بهره‌برداری، برنامه تأمین مالی و دسترسی به شبکه فروش، در حد یک پروژه آزمایشگاهی باقی بماند.
در این زمینه، چند مانع اساسی قابل شناسایی است:
نخست؛ فاصله میان نیاز صنعت و جهت‌گیری پژوهش. گاهی پژوهش بر پیچیدگی فنی و نوآوری علمی متمرکز است، در حالی که مشتری صنعتی به کاهش هزینه، افزایش دقت، کاهش زمان عملیات یا کاهش ریسک نیاز دارد.
دوم؛ نبود مدل کسب‌وکار روشن. مشخص نبودن مشتری هدف، شیوه قیمت‌گذاری، هزینه خدمات پس از فروش، منابع درآمد و مزیت رقابتی می‌تواند حتی یک محصول فنی موفق را از نظر اقتصادی با مشکل مواجه کند.
سوم؛ شکاف مالی میان نمونه اولیه و محصول تجاری. توسعه نمونه اولیه، آزمون‌های میدانی، افزایش قابلیت اطمینان، دریافت مجوزهای لازم و آماده‌سازی برای تولید، به منابع مالی و زمانی نیاز دارد که ممکن است در بودجه‌های معمول پژوهشی پیش‌بینی نشده باشند.
چهارم؛ ضعف در ارتباط میان دانشگاه و صنعت. نبود ارتباط مستمر با مشتریان صنعتی، دشواری مذاکرات، ابهام در مالکیت فکری و طولانی بودن فرآیندهای قراردادی می‌تواند انتقال فناوری را کند یا متوقف کند.
پنجم؛ کمبود تجربه تجاری و اجرایی. ساخت محصول، فروش آن و پشتیبانی از مشتری سه توانمندی متفاوت‌اند. تیمی که در بخش فنی توانمند است، ممکن است برای ورود به بازار به همکاری با متخصصان فروش، بازاریابی صنعتی، امور مالی و توسعه کسب‌وکار نیاز داشته باشد.
مسیر پیشنهادی برای تجاری‌سازی کوادکوپتر دانشگاهی
برای تبدیل یک دستاورد دانشگاهی به کسب‌وکاری پایدار، لازم است مسیر تجاری‌سازی مرحله‌به‌مرحله و بر اساس شواهد پیش برود.
۱. انتخاب یک بازار هدف مشخص
به‌جای معرفی کوادکوپتر به‌عنوان محصولی مناسب برای همه صنایع، باید یک کاربرد اولیه انتخاب شود؛ برای مثال، بازرسی بصری تأسیسات، پایش محیط زیست یا تصویربرداری تخصصی از زیرساخت‌های آبی.
انتخاب بازار اولیه باید بر اساس شدت نیاز، تعداد مشتریان بالقوه، توان پرداخت، سطح رقابت، محدودیت‌های قانونی و امکان اجرای آزمایشی صورت گیرد.
۲. گفت‌وگو با مشتری پیش از تولید انبوه
تیم دانشگاهی باید با مدیران فنی، بهره‌برداران و خریداران احتمالی گفت‌وگو کند و مسئله واقعی آن‌ها را بشناسد. هدف این مرحله، اثبات جذابیت فناوری نیست؛ بلکه بررسی این موضوع است که آیا مشتری حاضر است برای حل مسئله خود از راهکار پیشنهادی استفاده کند و هزینه آن را بپردازد.
۳. اجرای پروژه پایلوت در محیط واقعی
پس از شناسایی مشتری بالقوه، باید یک پروژه آزمایشی محدود و قابل‌اندازه‌گیری تعریف شود. برای نمونه، یک مجموعه صنعتی می‌تواند عملکرد کوادکوپتر را در یک مأموریت مشخص ارزیابی کند.
در این مرحله باید شاخص‌هایی مانند دقت داده‌ها، زمان انجام مأموریت، هزینه هر عملیات، قابلیت اطمینان و میزان کاهش هزینه یا ریسک نسبت به روش قبلی سنجیده شود.
۴. انتخاب مدل درآمدی متناسب با بازار
تجاری‌سازی الزاماً به معنای فروش خود کوادکوپتر نیست. بسته به نیاز بازار و توان تیم، چند مدل قابل بررسی است:
  • فروش پرنده و تجهیزات جانبی به مشتریان سازمانی؛
  • ارائه خدمات تخصصی تصویربرداری، پایش و بازرسی؛
  • فروش یا اشتراک دسترسی به نرم‌افزار تحلیل داده؛
  • قراردادهای دوره‌ای نگهداری، پشتیبانی و پایش؛
  • اعطای مجوز بهره‌برداری از فناوری به شرکت‌های صنعتی یا تولیدکنندگان.
در برخی بازارها، شروع با ارائه خدمت و کسب درآمد از پروژه‌های واقعی می‌تواند راهی برای شناخت بهتر نیاز مشتری و کاهش ریسک سرمایه‌گذاری اولیه باشد.
۵. آماده‌سازی برای تولید و بهره‌برداری تجاری
پیش از توسعه بازار، باید الزامات ایمنی، مجوزهای پروازی و عملیاتی، امنیت داده‌ها، کیفیت ساخت، تعمیرپذیری، تأمین قطعات، خدمات پس از فروش و مسئولیت‌های حقوقی بررسی شوند.
همچنین، وضعیت مالکیت فکری فناوری و توافق‌های میان دانشگاه، پژوهشگران و سرمایه‌گذاران باید به‌روشنی مشخص شود.
۶. جذب سرمایه پس از کاهش ریسک اولیه
سرمایه‌گذار زمانی تصویر روشن‌تری از فرصت اقتصادی خواهد داشت که تیم بتواند شواهدی از نیاز واقعی بازار، نتایج آزمون میدانی، مشتریان بالقوه، هزینه تمام‌شده و امکان توسعه فروش ارائه کند.
به همین دلیل، تأمین مالی مرحله‌ای و مبتنی بر دستاوردهای قابل‌سنجش می‌تواند از صرف منابع گسترده پیش از اثبات بازار جلوگیری کند.

راهکار کلیدی؛ دانشگاه، صنعت و کارآفرین باید در یک مسیر قرار بگیرند

یکی از راهکارهای قابل‌توجه برای توسعه فناوری‌های دانشگاهی، ایجاد یک مسیر منسجم از پژوهش تا بازار است؛ مسیری که در آن، پژوهشگر، متخصص فنی، کارآفرین، سرمایه‌گذار و مشتری صنعتی از مراحل ابتدایی توسعه فناوری با یکدیگر تعامل داشته باشند.
در این الگو، دانشگاه مسئولیت توسعه دانش و فناوری را بر عهده دارد؛ صنعت نیاز واقعی و شرایط بهره‌برداری را تعریف می‌کند؛ تیم کسب‌وکار مدل درآمدی و بازار را توسعه می‌دهد؛ و سرمایه‌گذار، متناسب با میزان بلوغ فناوری و شواهد تجاری، منابع لازم را تأمین می‌کند.
ایجاد تیم‌های مشترک دانشگاه و صنعت، استفاده از مراکز رشد و شتاب‌دهنده‌های تخصصی، تسهیل قراردادهای انتقال فناوری، حمایت مالی از آزمون‌های میدانی و تعریف مشوق‌هایی برای پژوهشگران در صورت موفقیت تجاری محصول، از جمله اقداماتی است که می‌تواند این مسیر را تقویت کند.
در کنار این اقدامات، بهتر است عملکرد طرح‌های فناورانه تنها با تعداد مقاله‌ها، اختراع‌ها یا نمونه‌های ساخته‌شده سنجیده نشود؛ بلکه شاخص‌هایی مانند تعداد پروژه‌های پایلوت موفق، مشتریان واقعی، قراردادهای تجاری، درآمد حاصل از فناوری و میزان حل مسائل صنعت نیز مورد توجه قرار گیرد.

جمع‌بندی؛ نوآوری زمانی کامل می‌شود که به خلق ارزش برسد

بازدید از آزمایشگاه کوادکوپتر دانشگاه شهید بهشتی، فرصتی برای توجه دوباره به ظرفیت‌های علمی و مهندسی دانشگاه‌ها و ضرورت طراحی مسیرهای عملی برای ورود این ظرفیت‌ها به اقتصاد بود.
فناوری‌های دانشگاهی زمانی می‌توانند به موتور توسعه اقتصادی تبدیل شوند که در کنار دانش فنی، از شناخت بازار، مهارت‌های مدیریتی، مدل کسب‌وکار، منابع مالی، ارتباطات صنعتی و برنامه توسعه محصول برخوردار باشند.
در نگاه امیرحسین اسدی، مسئله اصلی صرفاً این نیست که آیا می‌توان یک فناوری را ساخت؛ مسئله مهم‌تر این است که آیا می‌توان برای آن مشتری پیدا کرد، ارزش آن را اثبات کرد، هزینه‌هایش را پوشش داد و کسب‌وکاری پایدار پیرامون آن شکل داد.
دانشگاه محل تولید دانش است؛ اما تبدیل دانش به ثروت پایدار، به همکاری مؤثر دانشگاه، صنعت و کارآفرینی نیاز دارد. فاصله میان این دو، همان جایی است که باید با شناخت بازار، تجربه عملی، سرمایه‌گذاری هوشمندانه و مدیریت حرفه‌ای پر شود.
امیرحسین اسدی
داور برنامه «میدون» | مشاور کسب‌وکار | فعال حوزه توسعه کسب‌وکار و کارآفرینی
از ایده تا محصول؛ از آزمایشگاه تا بازار؛ از دانش تا ارزش‌آفرینی.
دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *