تجربهای از همراهی سهساله با یک کارآفرین در صنعت ماشینآلات فرآوری آجیل
شرکت : ماشینسازی طباطبایی
صنعت : تولیدی
خدمات مشاوره : توسعه کسبوکار
توضیحات
ماشینسازی طباطبایی؛ روایتی از یک کارآفرین که خوب گوش میداد، دقیق مینوشت و اهل اجرا بود
تجربهای از همراهی سهساله با یک کارآفرین در صنعت ماشینآلات فرآوری آجیل
وقتی صحبت از ماشینآلات آجیل و خشکبار میشود، یکی از نامهایی که در این حوزه مطرح است، ماشینسازی طباطبایی در شهرک صنعتی شمسآباد است.
اما امروز نمیخواهم صرفاً درباره یک مجموعه صنعتی صحبت کنم؛ میخواهم از تجربه سه سال همراهی مشاورهای با آقای طباطبایی بگویم؛ تجربهای که به نظرم برای هر کارآفرین، مدیر و صاحب کسبوکاری میتواند آموزنده باشد.
آقای طباطبایی حدود سه سال برای دریافت مشاوره به ما مراجعه میکردند. هر بار که به جلسه میآمدند، معمولاً با کلی آجیل و تخمه همراه بودند؛ رفتاری صمیمانه که در کنار شخصیت آرام، متین و اهل گفتوگوی ایشان، فضای خوبی برای تعامل ایجاد میکرد.
اما چیزی که در این سه سال برای من برجستهتر از همه بود، شیوه فکرکردن و برخورد ایشان با مسائل کسبوکار بود.
ایشان از آن دسته مدیرانی نبودند که صرفاً به جلسه بیایند، چند پیشنهاد بشنوند، از ایدهها استقبال کنند و بعد همهچیز را به فراموشی بسپارند.
ایشان گوش میدادند، یادداشت میکردند، بررسی میکردند و برای اجرا تصمیم میگرفتند.
وقتی موضوعی مطرح میشد، با دقت به گفتوگو توجه میکردند. نکات را کامل مینوشتند، درباره راهکارها فکر میکردند و تلاش میکردند موضوع را از زوایای مختلف بررسی کنند.
برای من، این رفتار یک ویژگی ساده نبود؛ نشانه نگرش مدیریتی ایشان به یادگیری و تصمیمگیری بود.
بسیاری از صاحبان کسبوکار تصور میکنند چون سالها در صنعت خود تجربه دارند، دیگر نیازی به شنیدن دیدگاههای جدید یا بررسی دوباره مسائل ندارند.
اما تجربه بهتنهایی کافی نیست. آنچه تجربه را ارزشمندتر میکند، توانایی بازنگری، یادگیری و تبدیل اطلاعات به تصمیمهای بهتر است.
آقای طباطبایی برای من نمونهای از این رویکرد بودند.
درس اول: مشاوره زمانی ارزشمند میشود که شنیدن اتفاق بیفتد
در جلسات مشاوره، گاهی مدیر از همان ابتدا پاسخ خودش را دارد و بیشتر به دنبال تأیید تصمیمش است تا بررسی آن.
اما وقتی مدیری با تمرکز گوش میدهد، یادداشت میکند و برای فهم دقیقتر موضوع وقت میگذارد، امکان بیشتری برای دیدن ابعاد پنهان مسئله پیدا میکند.
یادداشتبرداری بهتنهایی موفقیت نمیآورد؛ مهم این است که فرد بتواند نکات را دستهبندی کند، درباره آنها فکر کند و در زمان مناسب به کار بگیرد.
پیشنهاد من به کارآفرینان این است: در جلسه مشاوره، فقط به دنبال شنیدن پاسخ نباشید؛ یاد بگیرید مسئله را بهتر بفهمید.
گاهی یک سؤال درست، یک نکته ثبتشده یا یک زاویه دید تازه، میتواند مسیر تصمیمگیری را تغییر دهد.
درس دوم: ایده خوب بدون اجرا، ارزش محدودی دارد
یکی از ویژگیهایی که در آقای طباطبایی برای من قابل توجه بود، روحیه عملیاتی و اجرایی ایشان بود.
ایشان صرفاً اهل صحبتکردن درباره ایدهها نبودند؛ نگاهشان به مسائل، نگاهی اجرایی بود. برای راهکارها وقت میگذاشتند، آنها را بررسی میکردند و با ذهنیتی عملگرا به موضوعات نزدیک میشدند.
در دنیای کسبوکار، افراد زیادی ایدههای خوب دارند. درباره توسعه بازار، افزایش فروش، بهبود کیفیت، مدیریت منابع انسانی و رشد سازمان صحبت میکنند؛ اما فاصله میان دانستن و انجامدادن، همان جایی است که بسیاری از برنامهها متوقف میشوند.
کارآفرین موفق باید بتواند ایده را به اقدام تبدیل کند، برای آن برنامه داشته باشد، منابع لازم را در نظر بگیرد و نتیجه را ارزیابی کند.
البته اجرا به معنای اقدام عجولانه نیست. اجرای اثربخش، حاصل فکرکردن، بررسیکردن و سپس اقدام آگاهانه است.
درس مهم این است: نه آنقدر فکر کنیم که هیچوقت شروع نکنیم و نه آنقدر عجله کنیم که بدون بررسی وارد عمل شویم.
درس سوم: آرامش در گفتوگو، یک مزیت مدیریتی است
آقای طباطبایی شخصیتی آرام، متین و اهل گفتوگو داشتند.
این ویژگی برای من از آن جهت اهمیت داشت که مدیریت کسبوکار، فقط مدیریت دستگاهها، تولید، فروش و سرمایه نیست؛ مدیریت گفتوگوها، اختلافنظرها و تصمیمهای دشوار نیز هست.
مدیری که بتواند پیش از واکنش نشاندادن، گوش کند و موضوع را بررسی کند، فرصت بیشتری برای شناخت مسئله و انتخاب راهکار مناسب خواهد داشت.
آرامش به معنای نداشتن قاطعیت نیست. اتفاقاً میتوان آرام بود، دقیق بررسی کرد و در زمان مناسب تصمیمی جدی گرفت.
در بسیاری از موقعیتها، کیفیت تصمیم ما فقط به میزان دانشمان وابسته نیست؛ به شیوه مواجهه ما با اطلاعات، انتقاد و دیدگاههای متفاوت نیز بستگی دارد.
درس چهارم: کارآفرینی فقط ساختن محصول نیست؛ ساختن خودمان هم هست
وقتی درباره یک مجموعه صنعتی صحبت میکنیم، معمولاً توجه ما به ماشینآلات، فناوری، ظرفیت تولید، کیفیت محصول و بازار فروش جلب میشود.
همه این موارد مهماند، اما پشت هر کسبوکار، فرد یا تیمی قرار دارد که باید هر روز تصمیم بگیرد، مسئله حل کند و خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
از تجربه همراهی با آقای طباطبایی، یکی از نکاتی که برای من ماندگار شد، توجه ایشان به فرایند یادگیری بود؛ اینکه برای شنیدن، نوشتن، بررسی و گفتوگو وقت میگذاشتند.
به نظرم یکی از سرمایههای مهم هر کارآفرین، همین ظرفیت یادگیری است.
بازار تغییر میکند، فناوری پیشرفت میکند، انتظارات مشتریان عوض میشود و روشهای مدیریتی نیاز به بازنگری پیدا میکنند. کسی که یادگیری را بخشی از کار روزانه خود بداند، آمادگی بیشتری برای مواجهه با این تغییرات خواهد داشت.
چرا این تجربه را به اشتراک میگذارم؟
من معتقدم معرفی یک کسبوکار، فقط با نامبردن از محصولات و خدمات آن کامل نمیشود. گاهی شناخت شیوه فکرکردن و رفتار مدیریتی صاحبان کسبوکار نیز میتواند برای دیگران ارزشمند باشد.
در این نوشته، از تجربه شخصی خودم در سه سال همراهی مشاورهای با آقای طباطبایی میگویم؛ از آرامش ایشان در گفتوگو، دقتشان در یادداشتبرداری، توجهشان به بررسی راهکارها و روحیه اجراییشان.
این روایت به معنای ادعای ارزیابی مستقل همه ابعاد عملکرد مجموعه نیست؛ بلکه بیان تجربهای است که من در جلسات مشاوره داشتهام.
برای آشنایی با مجموعه نیز میتوان نام ماشینسازی طباطبایی، واقع در شهرک صنعتی شمسآباد را در نظر داشت؛ مجموعهای فعال در حوزه ماشینآلات آجیل و خشکبار.
در نهایت، اگر بخواهم این تجربه را در یک جمله برای کارآفرینان جمعبندی کنم، میگویم:
کارآفرین رشدگرا کسی نیست که فقط تجربه دارد؛ کسی است که هنوز حاضر است یاد بگیرد، با دقت گوش کند، نکات را ثبت کند، راهکارها را بسنجد و برای تبدیل آنها به عمل تلاش کند.
گاهی تفاوت میان دو مدیر، در میزان اطلاعاتی که دارند نیست؛ در کیفیت توجه، شیوه فکرکردن و جدیتی است که برای تبدیل آموختهها به اقدام به خرج میدهند.
با احترام و آرزوی رشد و موفقیت روزافزون برای آقای طباطبایی و مجموعه ماشینسازی طباطبایی.






سلام و سپاس
از این متن گویا و مبین ، بسیار آموختم
دیدن زیبایی و دعوت از دیگران برای سهیم شدن در این بینایی ، خودش بسیار زیبا و زیبنده استادی در حد اعلاست!
و همراهی در آفرینش زیبایی و دعوت به همدلی با همراهان، از آن زیباتر و زیبندهتر!
همه آمدهایم زیبایی الله ، آفریننده و پرورنده جهان هستی را بنگریم و قدربدانیم و خدایی شویم ، هرچه زیباتر ، بهتر!
این راز والای آفرینش است:عبادت الله؛
و روح عبادت، همین زیبا دیدن و زیباشدن و زیباکردن همراهان است.
متن شما نمونه نابی از عبادت خدا در عرصه استادی است، بسیار لذت بردم.
شادکام باشید