در سالهای اخیر، همزمان با تشدید بحران آب، افزایش هزینه نهادههای دامی و فشار بر دامداریهای سنتی، توجه به دامهایی که با شرایط اقلیم خشک سازگارتر هستند افزایش یافته است. در این میان، شتر بهعنوان یکی از مقاومترین دامها در برابر کمآبی و گرما، دوباره در ادبیات توسعه کشاورزی و امنیت غذایی ایران مطرح شده است. با وجود این مزیت طبیعی، اقتصاد شتر در ایران هنوز در مقیاسی محدود و عمدتاً سنتی اداره میشود و سهم آن در تولید گوشت و لبنیات کشور بسیار ناچیز است.
بر اساس آمارهای منتشرشده توسط سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) و گزارشهای داخلی وزارت جهاد کشاورزی، جمعیت شتر در ایران حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ هزار رأس برآورد میشود. این در حالی است که جمعیت جهانی شتر بیش از ۳۵ میلیون رأس است. در منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا، کشورهایی مانند سومالی، سودان، کنیا، اتیوپی، هند و پاکستان جمعیتهای بسیار بزرگتری دارند. برای مثال، پاکستان بیش از یک میلیون رأس شتر در اختیار دارد و از نظر جمعیت شتر در میان کشورهای مهم منطقه قرار میگیرد. همین تفاوت ظرفیت باعث شده است که در برخی مناطق مرزی شرق ایران، بهویژه در استان سیستان و بلوچستان، واردات شتر زنده از پاکستان برای تقویت گلهها یا تأمین دام کشتاری انجام شود.

نکته مهم آن است که مبادلات میان ایران و پاکستان بیشتر در قالب ورود شتر زنده صورت میگیرد، نه واردات گوشت شتر. نزدیکی جغرافیایی، شباهت اقلیمی، و وجود مسیرهای تاریخی تجارت دام باعث شده است این مبادلات در مناطق مرزی سابقه طولانی داشته باشد. با این حال، وابستگی نسبی به واردات دام زنده نشان میدهد که ایران هنوز نتوانسته ظرفیت داخلی خود را در این صنعت به اندازه کافی توسعه دهد.
از منظر اقتصادی، سهم شتر در تولید پروتئین کشور بسیار محدود است. برآوردها نشان میدهد سهم گوشت شتر در سبد مصرف گوشت ایران کمتر از یک درصد است و مصرف شیر شتر نیز در مقایسه با کل بازار لبنیات کشور بسیار ناچیز است. این در حالی است که در برخی کشورهای عربی و آفریقایی، شیر شتر بهعنوان یک محصول سلامتمحور در حال تبدیل شدن به یک صنعت ارزشمند است. در سطح جهانی نیز بازار محصولات شتر، بهویژه شیر و فرآوردههای آن، روندی رو به رشد دارد و ارزش آن در سالهای اخیر به حدود ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار رسیده است.
با وجود ظرفیت اقلیمی مناسب در ایران، اقتصاد شتر با مجموعهای از چالشهای ساختاری روبهرو است. نخستین چالش، سنتی بودن ساختار تولید است. در بسیاری از مناطق کشور، پرورش شتر همچنان بهصورت کوچنشینی یا نیمهسنتی انجام میشود و مدیریت علمی گله، اصلاح نژاد، ثبت دادههای تولید، و برنامهریزی دقیق تغذیه و بهداشت بهطور کامل در این صنعت نهادینه نشده است. نبود سیستمهای ثبت اطلاعات دام، نبود شناسنامه ژنتیکی و تولیدی برای شترها، و ضعف در پایش سلامت دامها باعث میشود بهرهوری پایین باقی بماند.
چالش دوم، ضعف در مدرنیزاسیون و فناوری است. در بسیاری از کشورها، دامداری مدرن مبتنی بر داده، حسگرهای سلامت، سیستمهای شناسایی الکترونیک و مدیریت دیجیتال گله توسعه یافته است. در مقابل، صنعت شتر در ایران هنوز در مراحل ابتدایی استفاده از فناوری قرار دارد. نبود زیرساختهای فرآوری صنعتی برای شیر شتر، محدود بودن واحدهای استاندارد کشتار و بستهبندی گوشت شتر، و فقدان زنجیره سرد مناسب از جمله عواملی است که مانع توسعه بازار میشود.
چالش سوم به ضعف در زنجیره ارزش و بازار مربوط است. بازار شتر در ایران اغلب بهصورت محلی و غیرشفاف اداره میشود. نبود بازارهای سازمانیافته، نبود پلتفرمهای دیجیتال برای خرید و فروش دام، و وابستگی زیاد به واسطهها باعث شده است تولیدکنندگان سهم محدودی از ارزش واقعی محصول دریافت کنند. در چنین شرایطی، سرمایهگذاری در این حوزه برای بسیاری از فعالان اقتصادی جذابیت کافی ندارد.
از سوی دیگر، فرهنگ مصرف محدود نیز بر رشد این صنعت تأثیر گذاشته است. بخش بزرگی از جامعه ایران آشنایی محدودی با محصولات شتر دارد و بازار مصرف شیر شتر و فرآوردههای آن هنوز شکل گستردهای پیدا نکرده است. در حالی که تحقیقات علمی نشان میدهد شیر شتر از نظر ترکیبات تغذیهای و قابلیت هضم دارای ویژگیهای قابل توجهی است و در بسیاری از کشورها بهعنوان یک محصول سلامتمحور معرفی میشود.
با وجود این چالشها، ظرفیتهای قابل توجهی برای توسعه اقتصاد شتر در ایران وجود دارد. نخستین مزیت، سازگاری طبیعی شتر با اقلیم خشک و نیمهخشک ایران است. شتر نسبت به بسیاری از دامهای دیگر به آب و خوراک کمتری نیاز دارد و میتواند در شرایطی که نگهداری دامهای سنگین دشوار است، به تولید پایدار کمک کند. این ویژگی در شرایط تغییرات اقلیمی و محدودیت منابع آبی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای فعالسازی این ظرفیتها، مجموعهای از راهکارهای ساختاری و اقتصادی ضروری است. یکی از مهمترین اقدامات، مدرنسازی صنعت شتر از طریق استفاده از فناوریهای نوین است. ایجاد سیستمهای شناسایی الکترونیک دام، استفاده از فناوریهای GPS و RFID برای پایش گلهها، توسعه سامانههای ثبت دادههای تولید و سلامت دام، و بهرهگیری از فناوریهای دامپزشکی مدرن میتواند بهرهوری این صنعت را افزایش دهد.
راهکار مهم دیگر، توسعه زنجیره ارزش و صنایع فرآوری است. ایجاد واحدهای صنعتی برای فرآوری شیر شتر، تولید پودر شیر، پنیر شتر، کشک و سایر فرآوردهها میتواند ارزش افزوده این صنعت را چند برابر کند. همچنین توسعه کشتارگاههای تخصصی و استاندارد برای شتر و بهبود زنجیره سرد حملونقل میتواند بازار مصرف گوشت شتر را گسترش دهد.
در کنار این اقدامات، تأمین مالی و سرمایهگذاری هدفمند نقش کلیدی دارد. ایجاد صندوقهای تخصصی حمایت از دامداری شتر، طراحی تسهیلات بانکی کمبهره برای توسعه مزارع مدرن شتر، استفاده از ابزارهای تأمین مالی زنجیرهای و حتی جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی در قالب شرکتهای دانشبنیان میتواند به توسعه این صنعت کمک کند. همچنین راهاندازی خوشههای صنعتی شتر در استانهای مستعد مانند سیستان و بلوچستان، کرمان، خراسان جنوبی و هرمزگان میتواند موجب شکلگیری شبکههای تولید و بازار شود.
در نهایت، توسعه اقتصاد شتر در ایران نیازمند یک نگاه راهبردی و چندبعدی است. ترکیب سیاستهای حمایتی، مدرنیزاسیون فناوری، توسعه بازار و فرهنگسازی مصرف میتواند این صنعت سنتی را به یک بخش پویا و ارزشآفرین در اقتصاد کشاورزی کشور تبدیل کند. در شرایطی که بسیاری از مدلهای دامداری با محدودیت منابع طبیعی مواجه شدهاند، شتر میتواند به یکی از گزینههای مهم برای آینده امنیت غذایی و توسعه پایدار در مناطق خشک ایران تبدیل شود.



