ششمین دوره تربیت مشاور کسبوکار آغاز شد؛ مشاوره با کیس واقعی، نه نسخههای آماده
توضیحات
ششمین دوره تربیت مشاور کسبوکار با تدریس امیرحسین اسدی، مشاور و مدرس توسعه کسبوکار، آغاز شد و نخستین جلسه این دوره با تمرکز بر بررسی و تحلیل کیسهای واقعی کسبوکار برگزار شد.
در این دوره، رویکرد آموزشی صرفاً بر انتقال مفاهیم تئوریک استوار نیست؛ بلکه شرکتکنندگان از نخستین جلسه وارد فضای واقعی مشاوره شده و با نمونههایی از پروندههای واقعی کسبوکار مواجه میشوند.
هدف از این شیوه آموزش، تمرین یک مهارت اساسی در مشاوره کسبوکار است:
«قبل از ارائه راهکار، باید مسئله را درست تشخیص داد.»
از شنیدن تا تحلیل؛ مشاور نباید سریع نسخه بدهد
یکی از محورهای اصلی جلسه، تفاوت میان «نظر دادن» و «مشاوره حرفهای» بود.
در این دوره تأکید میشود که مشاور نباید با شنیدن نخستین روایت صاحب کسبوکار، بلافاصله راهکار ارائه کند یا درباره مدیر، کارکنان و سازمان قضاوت کند.
مشاور باید ابتدا سؤال بپرسد، اطلاعات جمعآوری کند، فرضیه بسازد، از ابزارهای تحلیلی استفاده کند و تلاش کند از نشانهها عبور کرده و به ریشه مسئله برسد.
در این جلسه، شرکتکنندگان با کار گروهی تمرین کردند که چگونه:
- مسئله واقعی را از مسئله ظاهری تفکیک کنند؛
- سؤال درست بپرسند؛
- فرضیههای مختلف بسازند؛
- از ابزارهای تحلیل استفاده کنند؛
- ارتباط میان بخشهای مختلف کسبوکار را ببینند؛
- و در نهایت برای مسئله، راهکار متناسب طراحی کنند.
کسبوکار یک سیستم زنده است
یکی دیگر از مباحث مهم جلسه، نگاه سیستمی به کسبوکار بود.
در این نگاه، کسبوکار مجموعهای از بخشهای جدا از هم نیست؛ بلکه تمام اجزای آن بر یکدیگر اثر میگذارند.
فروش، منابع انسانی، نقدینگی، تولید، کیفیت، مشتری، برند، مدیریت و حتی شرایط روحی مدیر میتوانند بر یکدیگر اثر بگذارند.
به همین دلیل در دوره تأکید شد:
کسبوکار آناتومی نیست؛ فیزیولوژی است.
یعنی نمیتوان یک بخش را بدون توجه به اثرات آن بر سایر بخشها اصلاح کرد.
وقتی مسئله کسبوکار، خودِ مدیر است
در بخش دیگری از جلسه، موضوعاتی مانند عزتنفس، اعتمادبهنفس، مدیریت خشم و رفتار مدیر و تأثیر آنها بر عملکرد کسبوکار مورد بررسی قرار گرفت.
گاهی مسئلهای که در ظاهر به فروش، کارکنان یا مشتری مربوط میشود، ریشه در رفتار و تصمیمهای مدیر دارد.
مدیری که از تصمیمگیری میترسد، نمیتواند «نه» بگوید، از پذیرش اشتباه فرار میکند یا خشم خود را کنترل نمیکند، ممکن است ناخواسته این مسائل را وارد ساختار کسبوکار کند.
از این منظر، مشاور باید بتواند علاوه بر شاخصهای مالی و عملیاتی، انسانِ پشت کسبوکار را نیز ببیند.
تأکید بر تعادل و سلامت کارآفرین
در ادامه جلسه، مفهوم تعادل در زندگی کارآفرین نیز مورد بحث قرار گرفت.
در این رویکرد، سلامت کسبوکار از سلامت صاحب کسبوکار جدا نیست.
تعادل با خود، خانواده، محیط داخل شرکت، محیط بیرون شرکت، ارزشهای فردی و معنوی و همچنین محیط زیست، از جمله موضوعاتی بود که ارتباط آنها با پایداری و توسعه کسبوکار مورد بررسی قرار گرفت.
هدف این است که رشد کسبوکار صرفاً به افزایش فروش یا درآمد محدود نشود؛ بلکه رشد پایدار مدنظر قرار گیرد.
تمرین نظم و مسئولیتپذیری از همان جلسه اول
در ششمین دوره تربیت مشاور کسبوکار، حتی شیوه برگزاری کلاس نیز بخشی از آموزش طراحی شده است.
از ابتدای جلسه، همه شرکتکنندگان موظف بودند در بحثها مشارکت کنند و نظر خود را درباره کیسها مطرح کنند.
همچنین برای تقویت نظم و مسئولیتپذیری، قواعد مشخصی برای حضور و مشارکت در نظر گرفته شد؛ از جمله پرداخت جریمه برای تأخیر یا برخی خطاهای مشخص، با این رویکرد که مبالغ حاصل به امور خیریه اختصاص یابد.
این موضوع با یک نگاه آموزشی دنبال میشود:
مشاوری که خودش به زمان، تعهد، نظم و مسئولیتپذیری پایبند نیست، نمیتواند از مدیر یک کسبوکار انتظار نظم و انضباط داشته باشد.
بنابراین شرکتکنندگان از همان ابتدا تمرین میکنند که در کنار دانش تخصصی، رفتار حرفهای یک مشاور را نیز تجربه کنند.
احترام به ارزشهای مشتری، بدون از دست دادن اصول حرفهای
از دیگر مباحث مطرحشده در این جلسه، مرز میان ارزشهای شخصی مشاور و ارزشهای مشاورهگیرنده بود.
مشاور موظف است به ارزشها و چارچوب فکری مشتری احترام بگذارد و راهکارهای خود را به او تحمیل نکند؛ اما در عین حال باید اصول حرفهای خود مانند صداقت، محرمانگی، استقلال حرفهای، شفافیت و مسئولیتپذیری را حفظ کند.
به بیان دیگر:
مشاور قرار نیست مشتری را شبیه خودش کند؛ قرار است به مشتری کمک کند بهترین تصمیم را در چارچوب ارزشها و واقعیتهای خودش بگیرد.
هدف؛ تربیت مشاورانی که «فکر میکنند»
ششمین دوره تربیت مشاور کسبوکار با این رویکرد طراحی شده است که شرکتکنندگان صرفاً مجموعهای از ابزارها و تکنیکها را یاد نگیرند، بلکه بتوانند در مواجهه با مسائل واقعی، تفکر مشاورانه داشته باشند.
تفکر مشاورانه یعنی:
قضاوت نکردن، شنیدن، سؤال پرسیدن، تحلیل کردن، استفاده از ابزار، کشف ریشه مسئله، دیدن ارتباط میان اجزای کسبوکار و سپس ارائه راهکار.
در نخستین جلسه این دوره، ۵ کیس واقعی فرصتی فراهم کرد تا این مسیر از همان ابتدا بهصورت عملی آغاز شود.
و شاید بتوان فلسفه این دوره را در یک جمله خلاصه کرد:
«قبل از اینکه برای کسبوکار نسخه بپیچید، مطمئن شوید بیماری را درست تشخیص دادهاید.»
این دوره با تدریس امیرحسین اسدی و با رویکرد تجربهمحور و مبتنی بر کیسهای واقعی ادامه خواهد یافت؛ رویکردی که هدف آن نزدیک کردن آموزش مشاوره به واقعیت پیچیده و چندلایه کسبوکارهای امروز است.









