در سالهای فعالیت حرفهای خود، با مدیران زیادی همکاری کردهام.
مدیرانی که هر کدام سبک خاص خود را در مدیریت، توسعه و رهبری سازمان داشتند.
اما برخی مدیران ویژگیهایی دارند که از همان جلسات نخست، مسیر همکاری را متفاوت میکنند.
همکاری من با مجموعه بارسان از همین جنس تجربههاست.
بارسان در حوزه حملونقل شهری و بینشهری بار فعالیت میکند و امروز با شبکهای گسترده از رانندگان وانت و نیسان، یکی از مجموعههای فعال و اثرگذار این صنعت محسوب میشود.
اما آنچه از نگاه من بارسان را متمایز میکند، صرفاً تعداد رانندگان یا حجم عملیات آن نیست.
پشت این مجموعه، یک نگاه مدیریتی جدی، دقیق و آیندهنگر قرار دارد.
نگاهی که طی بیش از دو سال همکاری مستمر و جلسات هفتگی توسعه کسبوکار، بارها آن را از نزدیک مشاهده کردهام.
مدیر مجموعه فردی ورزشکار و دارای سابقه فعالیت حرفهای در فوتبال است.
شاید همین سابقه ورزشی باعث شده روحیه رقابت، نظم، استقامت و پیگیری در سبک مدیریتی او به وضوح دیده شود.
اما آنچه بیش از هر چیز برای من ارزشمند است، ترکیب این صلابت مدیریتی با روحیه انسانی و عاطفی اوست.
عشق و احترام عمیق به خانواده، بهویژه مادر، یکی از ویژگیهایی است که در رفتار و تصمیمات او کاملاً مشهود است.
همیشه اعتقاد داشتهام مدیرانی که ریشههای خود را فراموش نمیکنند، در ساختن سازمانهای ماندگار موفقتر هستند.
در کنار ایشان، خواهرشان نیز نقش مهمی در توسعه و مدیریت مجموعه ایفا میکند.
همکاری نزدیک این خواهر و برادر، ترکیبی از دقت، مسئولیتپذیری، پیگیری و نگاه انسانی را در سازمان ایجاد کرده است.
زمانی که همکاری ما آغاز شد، بارسان مسیر رشد خود را پیدا کرده بود.
اما مدیران مجموعه به دنبال حفظ شرایط موجود نبودند.
آنها به دنبال توسعه بودند.
به دنبال ساختن آیندهای متفاوت.
به دنبال این بودند که چگونه میتوان یک شرکت حملونقل را به یک سازمان مدرن، دیجیتال و مبتنی بر فناوری تبدیل کرد.
از همان ابتدا جلسات منظم هفتگی شکل گرفت.
جلساتی که تا امروز ادامه دارد.
جلساتی که در آن تقریباً هیچ موضوع مهمی از نگاه توسعه کسبوکار خارج نمیماند.
- بازاریابی.
- تبلیغات.
- توسعه بازار.
- منابع انسانی.
- ساختار سازمانی.
- فناوری.
- نرمافزار.
- تجربه مشتری.
- تحول دیجیتال.
- فرآیندهای عملیاتی.
- و برنامههای آینده.
همه چیز روی میز قرار میگیرد، تحلیل میشود، به چالش کشیده میشود و برای آن تصمیمگیری میشود.
یکی از مهمترین محورهای همکاری ما، حرکت بارسان به سمت دیجیتالی شدن و توسعه زیرساختهای نرمافزاری بود.زیرا باور دارم:
«هر کسبوکاری که امروز به فناوری فکر نکند، فردا مجبور خواهد شد برای بقا بجنگد.»
در جلسات متعدد، مسیر الکترونیکیسازی فرآیندها، توسعه نرمافزارها، بهبود تجربه مشتری و افزایش بهرهوری عملیاتی مورد بررسی قرار گرفت.
موضوعاتی که شاید در ظاهر فنی به نظر برسند، اما در واقع آینده رقابتپذیری سازمان را تعیین میکنند.
در کنار آن، توسعه بازاریابی و تبلیغات نیز یکی از محورهای اصلی همکاری بود، چرا که در بازار امروز، صرفاً ارائه خدمات کافی نیست.
باید دیده شد.
باید اعتماد ساخت.
باید برند ایجاد کرد.
و باید در ذهن مشتری جایگاه مشخصی داشت.
در بسیاری از جلسات، ساعتها درباره رفتار مشتریان، فرصتهای بازار، مزیتهای رقابتی و مسیرهای توسعه گفتگو میکردیم.
نکتهای که همواره برای من جالب بود، روحیه یادگیری و پذیرش چالش در تیم مدیریتی بارسان بود.
جلسات ما جلسات تأیید نبود.
جلسات تفکر بود.
جلسات سؤال بود.
جلسات چالش بود.
گاهی ساعتها درباره یک تصمیم مدیریتی بحث میکردیم تا بهترین مسیر انتخاب شود.
من همیشه در جلسات راهبری کسبوکار میگویم:
«موفقترین مدیران کسانی نیستند که تصور میکنند همه پاسخها را میدانند؛ بلکه کسانی هستند که هنوز سؤال میپرسند.»
این ویژگی را بارها در بارسان مشاهده کردهام.
در یکی از جلسات توسعه کسبوکار، درباره اهمیت تحول در صنعت حملونقل صحبت میکردیم.
در همان جلسه مطرح کردم:
«بسیاری از شرکتهای حملونقل تصور میکنند مزیت رقابتی آنها تعداد خودروها یا وسعت ناوگان است؛ در حالی که مزیت واقعی در کیفیت مدیریت، فناوری، تجربه مشتری و سرعت انطباق با تغییرات بازار شکل میگیرد.»
خوشبختانه این نگاه در مجموعه بارسان به خوبی پذیرفته شد و به بخشی از مسیر توسعه سازمان تبدیل شد.
یکی از موضوعاتی که همواره مورد توجه مدیران مجموعه بوده، استفاده از نگاه بیرونی برای تصمیمگیری بهتر است.
در یکی از جلسات، مدیر مجموعه جملهای گفت که هنوز در ذهن من مانده است:
«گاهی مدیران آنقدر درگیر عملیات روزانه میشوند که فرصت نمیکنند از بیرون به کسبوکار خود نگاه کنند. ارزش جلسات راهبری این است که ما را وادار میکند توقف کنیم، فکر کنیم و تصمیمهای مهمتر بگیریم.»
این دقیقاً همان فلسفهای است که من در مشاوره کسبوکار به آن باور دارم.
مشاور قرار نیست به جای مدیر تصمیم بگیرد.
مشاور باید کمک کند مدیر بهتر ببیند.
بهتر تحلیل کند.
و تصمیمهای بهتری بگیرد.
امروز پس از بیش از دو سال همکاری مستمر، وقتی به بارسان نگاه میکنم، صرفاً یک شرکت حملونقل نمیبینم.
سازمانی را میبینم که در حال ساختن نسل جدیدی از خدمات حملونقل است.
سازمانی که فهمیده آینده این صنعت فقط در جادهها ساخته نمیشود.
بلکه در اتاقهای فکر، در فناوری، در تحلیل دادهها، در سرمایه انسانی و در کیفیت تصمیمهای مدیریتی ساخته میشود.
تجربه همکاری با بارسان بار دیگر این موضوع را برای من اثبات کرد که بزرگترین دارایی یک سازمان، ساختمان، ناوگان یا تجهیزات آن نیست.
بزرگترین دارایی هر سازمان، کیفیت نگاه مدیران آن است.
و زمانی که مدیرانی دقیق، متعهد، یادگیرنده و آیندهنگر در رأس یک مجموعه قرار داشته باشند، مسیر رشد هموارتر خواهد شد.
اگر بخواهم بارسان را در یک جمله توصیف کنم، خواهم گفت:
بارسان فقط یک شرکت حملونقل نیست؛ نمونهای از سازمانی است که تصمیم گرفته همگام با تغییرات بازار، خود را بازآفرینی کند و آینده را قبل از رسیدن آن بسازد.