فرش آویسا

از صادرات تا تحول سازمانی،رشد فراتر از بازار در فرش آویسا

شرکت : آویسا
لوگو آویسا
صنعت : تولیدی
خدمات مشاوره : منابع انسانی
بعضی پروژه‌های مشاوره، با ارائه چند راهکار به پایان می‌رسند.
بعضی سازمان‌ها نیز تنها به اصلاح چند فرآیند نیاز دارند.
اما گاهی وارد مجموعه‌ای می‌شوید که با وجود موفقیت‌های چشمگیر، برای عبور از مرحله‌ای جدید از رشد، نیازمند تحول در شیوه مدیریت و ساختار سازمانی است.
همکاری من با شرکت فرش آویسا از همین جنس بود.
تجربه‌ای نزدیک به دو سال؛ یکی از عمیق‌ترین، پیچیده‌ترین و در عین حال ارزشمندترین پروژه‌های مشاوره‌ای که در سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود تجربه کردم.
فرش آویسا، پیش از آغاز همکاری ما نیز مجموعه‌ای شناخته‌شده و موفق بود.
برندی که توانسته بود محصولات خود را به بیش از یازده کشور صادر کند و در بازارهای بین‌المللی حضور داشته باشد.
آنچه بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد، نگاه متفاوت این مجموعه به طراحی محصول بود.
در صنعت فرش، بسیاری از شرکت‌ها تولیدکننده هستند؛ اما آویسا در طراحی، خلاقیت و نوآوری جایگاه ویژه‌ای داشت.
هر مجموعه‌ای می‌تواند فرش تولید کند، اما خلق محصولی که از نظر طراحی، هویت مستقل داشته باشد، نیازمند نگاهی هنرمندانه و آینده‌نگر است.
در حوزه برندسازی نیز این مجموعه عملکرد قابل توجهی داشت.
هویت برند، انسجام بصری، نحوه معرفی محصولات و تصویر ذهنی که از خود در بازار ساخته بود، نشان می‌داد مدیران مجموعه اهمیت برند را فراتر از یک نام تجاری می‌دانند.
همچنین حضور حرفه‌ای در نمایشگاه‌های تخصصی داخلی و بین‌المللی، طراحی غرفه‌ها، شیوه معرفی محصولات و ارتباط با مشتریان، یکی دیگر از نقاط قوت آویسا بود.
همه این‌ها نشان می‌داد که این مجموعه، پایه‌های ارزشمندی برای رشد در اختیار دارد.
اما همان‌طور که در بسیاری از سازمان‌های در حال توسعه اتفاق می‌افتد، رشد سریع، چالش‌های جدیدی نیز ایجاد می‌کند.
از همان جلسات نخست مشخص بود که مسئله، کیفیت محصول یا اعتبار برند نیست.
مسئله، هماهنگ کردن ساختار داخلی سازمان با سرعت رشد کسب‌وکار بود.
وقتی یک سازمان بزرگ‌تر می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را تنها با تجربه، روابط یا تصمیم‌های روزمره مدیریت کرد.
نیاز به سیستم، فرآیند و هماهنگی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.
در طول این دو سال، ساعت‌های بسیار زیادی در جلسات مدیریتی سپری شد.
ساختار سازمان مورد بازنگری قرار گرفت.
فرآیندهای منابع انسانی تحلیل شدند.
شرح وظایف بازنویسی شد.
مسئولیت‌ها شفاف‌تر شدند.
و تلاش کردیم سازمان، از مدیریت مبتنی بر افراد، به سمت مدیریت مبتنی بر سیستم حرکت کند.
یکی از مهم‌ترین محورهای همکاری، اصلاح و توسعه منابع انسانی بود.
همیشه اعتقاد داشته‌ام که سرمایه واقعی هر کارخانه، نه ماشین‌آلات آن، بلکه انسان‌هایی هستند که هر روز آن سازمان را می‌سازند.
به همین دلیل، فرآیندهای جذب، ارزیابی عملکرد، آموزش، توسعه مدیران، نظام مسئولیت‌پذیری و ارتباط میان واحدها بارها مورد بررسی و اصلاح قرار گرفت.
در حوزه فروش نیز تلاش کردیم ساختار تصمیم‌گیری، ارتباط با مشتریان، نظام پیگیری، برنامه‌ریزی بازار و مدیریت کانال‌های فروش با اهداف بلندمدت مجموعه هماهنگ‌تر شود.
در بخش مالی نیز بازنگری در جریان اطلاعات مدیریتی، گزارش‌دهی، تحلیل هزینه‌ها و فرآیندهای تصمیم‌سازی انجام شد؛ زیرا هیچ سازمانی بدون اطلاعات دقیق مالی، نمی‌تواند تصمیم‌های دقیق مدیریتی بگیرد.
اما شاید مهم‌ترین بخش این پروژه، کمک به ایجاد هم‌راستایی بیشتر در تیم مدیریتی بود.
در کسب‌وکارهای خانوادگی، هر نسل تجربه، نگاه و شیوه مدیریت خاص خود را دارد.
همین تفاوت نگاه، اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
در این پروژه نیز بخش مهمی از نقش من، کمک به ایجاد زبان مشترک در تصمیم‌گیری‌ها، نزدیک‌تر شدن دیدگاه‌ها و تبدیل تفاوت‌ها به فرصت برای رشد سازمان بود.
این بخش، شاید دشوارترین و در عین حال ارزشمندترین قسمت پروژه بود.
من همیشه در جلسات تحول سازمانی یک جمله را تکرار می‌کنم:
«هرچه سازمان بزرگ‌تر می‌شود، کیفیت گفت‌وگوهای مدیریتی، از کیفیت ماشین‌آلات مهم‌تر می‌شود.»
در طول این دو سال، ده‌ها برنامه بازنگری شد.
فرآیندهای مختلف اصلاح شدند.
اولویت‌ها تغییر کرد.
ساختارها بهبود یافت.
و تصمیم‌های متعددی گرفته شد که آثار بسیاری از آنها، نه در همان زمان، بلکه در سال‌های بعد خود را نشان داد.
این پروژه برای من، تنها یک قرارداد مشاوره نبود.
مدرسه‌ای بود برای درک عمیق‌تر از مدیریت سازمان‌های تولیدی، کسب‌وکارهای خانوادگی و فرآیند تحول.
تجربه‌ای که بار دیگر به من یادآوری کرد، حتی موفق‌ترین شرکت‌ها نیز برای ادامه رشد، به یک نگاه بیرونی، صادقانه و حرفه‌ای نیاز دارند.
امروز وقتی به مسیر همکاری با فرش آویسا نگاه می‌کنم، بیش از هر چیز به این باور رسیده‌ام که تحول سازمانی، از نقطه ضعف آغاز نمی‌شود.
تحول، از نقطه‌ای آغاز می‌شود که مدیران موفق تصمیم می‌گیرند به موفقیت‌های امروز قانع نباشند و برای ساختن آینده‌ای بزرگ‌تر، سازمان خود را دوباره بازآفرینی کنند.
فرش آویسا برای من، نمونه‌ای از همین تفکر بود.
برندی با پشتوانه طراحی، اعتبار، صادرات و هویت حرفه‌ای که تصمیم گرفت در کنار توسعه بازار، روی توسعه مدیریت نیز سرمایه‌گذاری کند.
و این، یکی از ارزشمندترین تصمیم‌هایی است که هر سازمان می‌تواند برای آینده خود بگیرد.

«اگر احساس می‌کنید کسب‌وکار شما ظرفیت رشد بیشتری دارد اما مسیر آن کاملاً شفاف نیست، شاید زمان آن رسیده باشد که از زاویه‌ای جدید به سازمان خود نگاه کنید. بسیاری از پاسخ‌های بزرگ، از یک جلسه گفت‌وگوی حرفه‌ای آغاز می‌شوند.»

امیرحسین اسدی | راهبر و مشاور توسعه کسب‌وکار

درخواست مشاوره سالیانه

پیشنهاد می کنیم مطالب زیر را هم ببینید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تربیت مشاور کسب‌و‌کار

اطلاعات بیشتر در مورد دوره

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

به بالا بروید