بعضی نرمافزارها را میتوان در چند ماه توسعه داد
بعضی اپلیکیشنها را میتوان با اضافه کردن چند قابلیت جدید، بهبود بخشید.
اما ساختن یک سوپراپلیکیشن که بتواند میلیونها کاربر را در یک اکوسیستم واحد گرد هم آورد، پروژهای نیست که با چند خط کدنویسی یا چند تصمیم مدیریتی به نتیجه برسد.
ساخت یک سوپراپ، ترکیبی از آیندهنگری، معماری کسبوکار، شناخت رفتار کاربران، طراحی اکوسیستم، هماهنگی میان دهها تیم تخصصی و هزاران تصمیم کوچک و بزرگ است.
همکاری من با روبیکا دقیقاً از همین جنس بود.
تجربهای که نزدیک به چهار سال از زندگی حرفهای من را دربر گرفت؛ چهار سالی که در کنار مدیران ارشد، تیمهای فنی، مدیران محصول، سرمایهگذاران و متخصصان حوزه فناوری، برای طراحی آینده یکی از بزرگترین پلتفرمهای دیجیتال ایران سپری شد.
از همان ابتدای مسیر، نگاه ما تنها توسعه یک پیامرسان یا یک اپلیکیشن نبود.
سؤال اصلی این بود:
چگونه میتوان روبیکا را به یک سوپراپ واقعی تبدیل کرد؛ پلتفرمی که خدمات متنوع، کسبوکارها و نیازهای روزمره کاربران را در یک اکوسیستم یکپارچه به هم متصل کند؟
پاسخ به این سؤال، در یک جلسه یا یک گزارش مدیریتی به دست نمیآمد.
برای رسیدن به آن، صدها ساعت مطالعه و تحلیل انجام شد.
سوپراپهای موفق جهان بررسی شدند.
مدلهای توسعه آنها تحلیل شد.
رفتار کاربران در بازارهای مختلف مورد مطالعه قرار گرفت.
نمونههایی مانند WeChat، Alipay، Grab، Gojek و سایر اکوسیستمهای دیجیتال جهان از منظر مدل درآمدی، تجربه کاربری، توسعه خدمات، ساختار فنی و شیوه تعامل با کسبوکارها مورد ارزیابی قرار گرفتند تا بتوانیم متناسب با شرایط بازار ایران، مدلی بومی و قابل توسعه طراحی کنیم.
در این مسیر، نقش من صرفاً ارائه چند پیشنهاد مدیریتی نبود.
بخش مهمی از همکاری، آیندهنگاری فناوری، تحلیل روندهای جهانی، طراحی راهبردهای توسعه، اولویتبندی پروژهها، ارزیابی فرصتهای جدید و همراهی مستمر مدیران در فرآیند تصمیمگیری بود.
در جلسات توسعه، بارها این موضوع را مطرح میکردم که یک سوپراپ، با اضافه شدن تعداد بیشتری از قابلیتها بزرگ نمیشود.
بلکه زمانی به یک اکوسیستم واقعی تبدیل میشود که بتواند میان فناوری، کسبوکار، محتوا، خدمات و نیازهای کاربران ارتباطی هوشمند ایجاد کند.
بر همین اساس، در طول این سالها، برای توسعه بخشهای مختلف روبیکا، دهها ایده و راهبرد مورد بررسی و طراحی قرار گرفت.
در طراحی و راهاندازی حوزه سلامت دیجیتال، تلاش شد بستری ایجاد شود که کاربران بتوانند خدمات سلامت را در فضایی امن، ساده و قابل اعتماد دریافت کنند.
در توسعه بخش آموزش، مدلهای مختلف آموزش آنلاین، محتوای تعاملی، خدمات آموزشی و ظرفیتهای بازار آموزش دیجیتال بررسی شد تا روبیکا بتواند به بستری برای یادگیری نیز تبدیل شود.
در حوزه استعدادیابی، ایده ایجاد فضایی برای شناسایی، معرفی و رشد استعدادهای جوان در زمینههای مختلف مطرح و مدلهای اجرایی آن طراحی و ارزیابی شد؛ بخشی که میتوانست میان استعداد، محتوا، مخاطب و فرصتهای تجاری ارتباط ایجاد کند.
در کنار این موارد، فرصتهای متعددی برای توسعه خدمات جدید، همکاری با کسبوکارها و اتصال استارتاپها به اکوسیستم روبیکا مورد بررسی قرار گرفت.
همیشه اعتقاد داشتم که یک سوپراپ موفق، همه خدمات را خودش تولید نمیکند؛ بلکه بستری فراهم میکند تا صدها کسبوکار و استارتاپ بتوانند در کنار آن رشد کنند.
به همین دلیل، بخش مهمی از جلسات به شناسایی استارتاپهای نوآور، بررسی مدلهای همکاری، طراحی مشارکتهای راهبردی و استفاده از ظرفیت اکوسیستم نوآوری کشور اختصاص داشت.
در بسیاری از پروژهها، هماهنگی میان تیمهای فنی، مدیران محصول، طراحان تجربه کاربری و مدیران کسبوکار نیز بخشی از فرآیند راهبری توسعه بود.
گاهی یک تصمیم درباره معماری محصول، دهها تغییر در فرآیندهای کدنویسی ایجاد میکرد.
گاهی یک تغییر در مدل کسبوکار، نیازمند بازطراحی کامل یک سرویس نرمافزاری بود.
و گاهی یک تحلیل درست از رفتار کاربران، مسیر توسعه چند ماه آینده تیمهای فنی را تغییر میداد.
من همیشه در جلسات توسعه فناوری یک جمله را تکرار میکردم:
«کدنویسی، محصول را میسازد؛ اما این تصمیمهای راهبردی هستند که آینده محصول را تعیین میکنند.»
در طول این چهار سال، بسیاری از فرضیات اولیه تغییر کردند.
برخی پروژهها متوقف شدند.
برخی ایدهها بازطراحی شدند.
اولویتها بارها تغییر کرد.
و مسیر توسعه، متناسب با نیاز بازار و تغییر رفتار کاربران اصلاح شد.
دقیقاً همین انعطافپذیری بود که امکان رشد یک محصول در مقیاس ملی را فراهم میکرد.
یکی از مهمترین درسهایی که این تجربه برای من داشت، این بود که توسعه فناوری، بیش از آنکه یک موضوع فنی باشد، یک موضوع مدیریتی است.
تکنولوژی بهتنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکند.
مزیت رقابتی از کیفیت تصمیمهایی شکل میگیرد که درباره فناوری گرفته میشود.
امروز وقتی به سالهای همکاری با روبیکا نگاه میکنم، بیش از هر چیز به ارزش همراهی بلندمدت در توسعه کسبوکارهای دیجیتال باور دارم.
زیرا بسیاری از تصمیمهای اثرگذار، در جلساتی گرفته میشوند که شاید نتیجه آنها ماهها یا حتی سالها بعد دیده شود.
پشت هر قابلیت جدید، هر خدمت تازه، هر همکاری راهبردی و هر توسعه فنی، ساعتها تحلیل، گفتگو، آیندهنگری، بازنگری و هماهنگی میان تیمهای مختلف قرار دارد.
تجربه روبیکا بار دیگر این حقیقت را برای من ثابت کرد:
سوپراپها با کدنویسی متولد نمیشوند؛ با راهبری مستمر، یادگیری مداوم و تصمیمهای هوشمندانه ساخته میشوند.
اگر امروز مدیر یک کسبوکار، استارتاپ یا سازمان هستید، شاید مهمترین سؤال این نباشد که فناوری بعدی چیست.
بلکه این باشد:
«آیا در کنار تیم خود، کسی را دارید که بتواند چند سال آینده کسبوکار شما را از زاویهای متفاوت ببیند، فرصتها را زودتر تشخیص دهد و قبل از وقوع چالشها، مسیر را اصلاح کند؟»
در تجربه همکاری با پروژههایی مانند روبیکا، بارها دیدهام که بزرگترین جهشهای سازمانها، نه حاصل یک تصمیم هیجانی، بلکه نتیجه سالها راهبری، آیندهنگری، تحلیل و یادگیری مستمر است.
