بررسی چالشها و راهکارهای عملیاتی صادرات در نشست تخصصی «مرکز توسعه کسبوکار آینده»
تهران – صنایع غذایی ایران با وجود داشتن پتانسیلهای تولیدی بالا، در مسیر ورود به بازارهای تراز اول جهانی با چالشهای ساختاری جدی روبروست. در نشست تخصصی «بررسی چالشهای صادرات صنایع غذایی» که با حضور فعالان این حوزه در مرکز توسعه کسبوکار آینده برگزار شد، ابعاد پیدا و پنهانِ ناکامیها و ضرورتهای تحول در این صنعت واکاوی شد. امیرحسین اسدی، مشاور راهبر و توسعهدهنده کسبوکار، در این نشست ضمن تحلیل وضعیت موجود، نقشهای راهبردی برای گذار از صادرات سنتی به صادرات حرفهای ارائه کرد.
شکاف عمیق بین «کیفیت تولید» و «استانداردهای صادراتی»
یکی از نکات کلیدی مطرح شده در این نشست، تفاوت ماهوی میان «کیفیت محصول در بازار داخلی» و «استانداردهای پذیرفتهشده در بازارهای اروپایی و آمریکایی» بود. بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی تصور میکنند کیفیت بالا در ذائقه ایرانی، به معنای آمادگی برای صادرات است؛ اما در واقعیت، بازارهای هدف استانداردهای سختگیرانهای دارند که نادیده گرفتن آنها، حتی با وجود بهترین طعم و کیفیت، منجر به شکست در صادرات میشود.
در این جلسه تصریح شد که چالش اصلی نه در کیفیت مواد اولیه، بلکه در آشنا نبودن صنعتگران ایرانی با استانداردهای اروپایی (EU Standards) است. قوانینی که بر جنبههای مختلف محصول از جمله باقیمانده سموم، فلزات سنگین، زنجیره تأمین، بستهبندی، و حتی نحوه فرآوری متمرکز هستند.
سدِ قوانین سختگیرانه محیطزیستی
بازارهای اروپا و آمریکا صرفاً به دنبال کیفیت نیستند؛ آنها بر «پایداری» تأکید دارند. قوانین محیطزیستی اروپا در حوزه صنایع غذایی بهسرعت در حال سختگیرانهتر شدن است. این قوانین شامل:
- الزامات مربوط به بازیافتپذیری بستهبندی.
- شفافیت در زنجیره تولید و مسئولیتهای اجتماعی شرکت.
- محدودیتهای شدید در استفاده از مواد آلاینده در فرآیند تولید و بستهبندی.
صادرکنندگان ایرانی که پیشزمینهای از الزامات ESG (محیطزیست، اجتماع و حاکمیت شرکتی) نداشته باشند، در همان گامهای نخستِ تأییدیه ورود کالا با موانع جدی روبرو خواهند شد.
فراتر از تولید: ذائقه و بستهبندی؛ دو ضلع فراموششده
در این نشست تأکید شد که بدون توجه به ذائقه و طعمهای مورد پسند در بازارهای هدف، موفقیت بلندمدت غیرممکن است. محصولات ایرانی باید برای صادرات، بومیسازی شوند. تفاوت در میزان شیرینی، نمک، چربی، نوع ادویه و حتی بافت محصول، فاکتورهایی است که باید قبل از تولید انبوه صادراتی، در مطالعات بازار لحاظ شود.
همچنین، استانداردهای بستهبندی نه تنها به عنوان محافظ کالا، بلکه به عنوان ابزار ارتباطی و قانونی مطرح شد. درج دقیق ترکیبات (بهویژه مواد آلرژیزا)، جدول ارزش تغذیهای، هشدارهای ایمنی و اطلاعات محصول، از جمله الزامات فنی است که بسیاری از شرکتهای ایرانی به دلیل عدم آگاهی، در آن ضعف دارند.
نسخه امیرحسین اسدی: نقشه راه گذار به صادرات حرفهای
امیرحسین اسدی، در این نشست، راهکارهای اجرایی برای برونرفت از وضعیت موجود را در چندین لایه ترسیم کرد:
۱. آموزش و توانمندسازی: وی تأکید کرد که باید «آموزش» در اولویت قرار گیرد. برگزاری دورههای تخصصی صادراتی برای مدیران صنایع غذایی و ایجاد تورهای تخصصی بازدید از بازارها و نمایشگاههای هدف، برای درک عینیِ شرایط حاکم بر بازارهای خارجی ضروری است.
۲. تدوین استانداردها: باید استانداردها به زبان ساده، کاربردی و عملیاتی تدوین شده و در قالب دستورالعملهای شفاف در اختیار شرکتها قرار گیرد تا تولیدکننده دقیقاً بداند برای ورود به هر بازار، چه تغییراتی در فرمولاسیون یا بستهبندی اعمال کند.
۳. مطالعات بازار حرفهای: شرکتها نباید بدون «مطالعات بازار» وارد عرصه شوند. اسدی پیشنهاد کرد که شرکتها از ظرفیت مجموعههای تخصصی تحقیق بازار استفاده کنند تا نیازها، اولویتها و ترجیحات مصرفکنندگان مقصد را پیش از هزینهکردن در خط تولید، شناسایی کنند.
۴. بهرهگیری از رایزنان اقتصادی: رایزنان اقتصادی باید بهعنوان بازوان اطلاعاتی، نیازها و اولویتهای بازارهای هدف را به تولیدکنندگان داخلی منتقل کنند تا همسوییِ تولید با تقاضای بازار تضمین شود.
۵. کنسرسیومهای صادراتی: شاید مهمترین پیشنهاد اسدی، تشکیل کنسرسیومها بود. وی معتقد است شرکتهای ایرانی با تشکیل کنسرسیوم و همکاری در مدلهای بزرگتر، میتوانند هزینههای بازاریابی، توزیع، برندینگ و اخذ گواهینامههای بینالمللی را سرشکن کرده و با قدرتی بیشتر و چهرهای حرفهایتر وارد بازار شوند.
۶. تمرکز بر تبلیغات و برندینگ: صادرات کالا بدون برندینگِ هدفمند، فروشِ کالا است نه ایجاد بازار. باید بر تبلیغات هوشمندانه بر اساس استراتژیهای بازاریابی بینالمللی تمرکز کرد تا محصول ایرانی در ذهن مصرفکننده جهانی جایگاه مناسبی پیدا کند.
بخش فنی: چرا استانداردها در اروپا و آمریکا سختگیرانه هستند؟
برای درک بهتر آنچه در این نشست مطرح شد، نگاهی به چند نمونه از استانداردهای سختگیرانه در اروپا و آمریکا ضروری است:
در بازار اروپا:
- برچسبگذاری آلرژنها: تمامی مواد آلرژیزا (مانند سویا، گلوتن، آجیلها و غیره) باید طبق ضوابط دقیق برچسبگذاری شوند؛ هرگونه قصور در این زمینه منجر به جمعآوری کل محموله از فروشگاهها خواهد شد.
- کنترل باقیمانده سموم (MRLs): محصولات کشاورزی و غذایی تحت نظارت شدید برای میزان باقیمانده سموم و آفتکشها هستند. کوچکترین انحراف از استانداردهای اروپا میتواند به مرجوع شدن کامل بار بیانجامد.
- قابلیت ردیابی (Traceability): هر محصول باید در کل زنجیره از مزرعه تا قفسه فروش قابل ردیابی باشد. سیستم مستندسازی در این زمینه در اروپا بسیار حیاتی است.
در بازار آمریکا:
- جدول حقایق تغذیهای (Nutrition Facts): این جدول نه یک پیشنهاد، بلکه یک قانون است. فونت، اندازه و ترتیب اطلاعات تغذیهای در آمریکا فرمت خاص خود را دارد و اگر محصولی مطابق با این فرمت نباشد، مجوز ورود نمیگیرد.
- کنترل ادعاهای سلامت (Health Claims): عباراتی مانند «طبیعی»، «بدون شکر»، «کمچرب» یا «سالم» در آمریکا ادعاهای حقوقی هستند و باید دارای مستندات علمی و آزمایشگاهی دقیق باشند. در غیر این صورت، شرکت با جریمههای سنگین و تبعات حقوقی مواجه میشود.
جمعبندی
نشست مرکز توسعه کسبوکار آینده به این نتیجه کلیدی رسید که صادرات صنایع غذایی ایران نباید متکی بر روشهای سنتی و آزمون و خطا باشد. ورود موفق به بازارهای رقابتی اروپا و آمریکا نیازمند «نگاه ساختاری»، «آموزش مستمر»، «تکیه بر دادههای تحقیق بازار» و «همافزایی شرکتها در قالب کنسرسیومها» است. تنها با تغییر ریل از صادراتِ فله و ناآگاهانه به صادراتِ برندمحور و استاندارد، میتوان محصولات ایرانی را در جایگاه واقعی خود در سبد مصرفکنندگان بینالمللی قرار داد.



